نقش زیبای تو از اوج هنر می آید

آن همه معجزه از دست تو بر می آید

پیش پای تو زمین کم به نظر می آید

دو...سه باریست ز معشوق خبر می آید

نام حیدر به تو مولا چه قَدَر می آید

شعر چشمان تو از هر چه غزل می ریزد

از پی ات "حی علی خیر عمل" می ریزد

چند صد بار زمین حداقل می ریزد

وقتی از گوشه ی لبهات عسل می ریزد

پشت بند عسلت طعم شکر می آید

نام حیدر به تو مولا چه قدر می آید

لب خود باز بفرما که هوا می خواهم

دائم العشقم و هر روز تو را می خواهم

هرچه در راه شما هست بلا، می خواهم

شاعری مستحقم...از تو عبـا می خواهم

این چه سرّی است که شعر تو سحر می آید؟!

نام حیدر به تو مولا چه قدر می آید

باز در معرکه غوغا شده، ماشاء الله

بند از قلب همه وا شده، ماشاء الله

پشت دشمن چه قَدَر تا شده، ماشاء الله

علی از دور هویدا شده ، ماشاء الله

«ها علی بشر کیف بشر» می آید

نام حیدر به تو مولا چه قدر می آید

اسداللهی و شمشیر نمی خواهی که

سپر و جوشن و زنجیر نمی خواهی که

نعره ات می کشد و تیر نمی خواهی که

فاتحی ! این همه تکبیر نمی خواهی که

وقت هوهوی تو شمشیر دو سر می آید

نام حیدر به تو مولا چه قدر می آید

به رسولان تواریخ ولایت داری

مستقیما ز خدا بر همه حجت داری

تو پیمبر نشده این همه امت داری...!

جمله ای حرف بزن بسکه حلاوت داری

رو مگردان به خدا خم به کمر می آید

نام حیدر به تو مولا چه قدر می آید

سیزده روز شده حس تکلم دارم

گشته ای ساقی و من میل تبسم دارم

چارده قرن سری گرم از آن خُــم دارم

پدر خاک شدی! شوق تیمم دارم

«مژده ای دل که مسیحا...» ز سفر می آید

نام حیدر به تو مولا چه قدر می آید