اشعار آیینی

علی (ع) در قرآن

درباره حضرت علی (ع) اشارات بسیاری در قرآن آمده که تنها در اینجا به قطره ای از این دریا اشاره میکنیم.این نوشته تحقیق من (نیمانجاری) نیست بلکه از یک کتاب الکترونیکی که متاسفانه اسم کتاب و نویسندش نوشته نشده بود در اختیار شما میذارم . موفق باشید.

علی (ع) در قرآن :

" ثمّ لتسئلنّ یومئذ عن النّعیم ". (التکاثر / 8)

سپس حتماً و حتماً ـ آنروز ـ از آن نعمت نعمت ها; بزرگترین نعمت و همه نعمت سئوال خواهید شد.

مخاطبین قرآن و حاملین علم آن در بیان " نعیم " در این آیة شریفه فرموده اند:

"نعیم" ولایت امیر المؤمنین علیه السّلام است:

 امام باقر و امام صادق علیهما السّلام  فرمودند:

" النعیم و لایة امیر المؤمنین علیه السّلام ".(تفسیر البرهان 4/503)

" نعیم " آن چیزى است که به سبب وجود مبارک محمّد و آل محمّد صلوات الله علیهم أجمعینبه امّت ارزانى شده است ; از حیات و حقیقت و هدایت و رحمت:

 عن جمیل، عن أبى عبدالله علیه السّلام قال: قلت له: " لتسئلنّ یومئذ عن النعیم "؟ قال: تسئل هذه الامّة عمّا انعم الله علیها برسوله ثم باهل بیته. (تفسیر البرهان 4/502)

جمیل گوید از امام صادق علیه السّلام در مورد آیه "لتسئلنّ یومئذ عن النّعیم" سؤال کردم، فرمودند: سؤال مى شود این امّت از نعمتى که خداى متعال به سبب رسولش و سپس به سبب خاندان ایشان بآنان عنایت فرموده است.

"نعیم" رسول اکرم و اهل بیت و عترت آن حضرتند صلوات الله علیهم أجمعین که بمنزله ایشانند و اولیاء الهى هستند;

"نعیم" حبّ آنان و موالات و ولایت ایشان است;

و بالاخره فرموده اند: "نحن النّعیم"

 عن جعفر بن محمّد علیهما السّلام فى قوله عزوجل: "ثم لتسئلن یومئذ عن النّعیم"، قال: نحن النعیم.(تفسیر البرهان 4/503)

امام صادق علیه السّلام در مورد کلام خداوند عزوجل: "ثم لتسئلن یومئذ عن النّعیم" فرمودند: مائیم آن "نعیم".

 عن اصبغ بن نباته، عن على علیه السّلام قال: "ثمّ لتسئلنّ یومئذ عن النّعیم"، قال: نحن النعیم .(تفسیر البرهان 4 / 503)

اصبغ بن نباته از حضرت على علیه السّلام در مورد آیه: "ثم لتسئلنّ یومئذ عن النّعیم" نقل نمود که فرمودند: ما هستیم آن نعیم.

پس، به این ترتیب آیه مبارکه: "فالذّین آمنوا و عملوا الصّالحات فى جنات النعیم"(الحج /56) را مى توان چنین معنى کرد: پس آنان که ایمان آورده و اعمال صالح انجام دادند، در بهشت آن بزرگترین نعمت، نعمت نعمتها، جنّت ولایت اولیاء الهى ; محمّد و آل محمّد صلوات الله علیهم أجمعین هستند (هم اکنون).

 عن موسى بن بکر قال: کنّا عند أبى عبدالله علیه السّلام فقال رجل فى المجلس: أسأل الله الجنّة. فقال أبو عبدالله علیه السّلام :أنتم فى الجنّة فاسئلوا الله أن لا یخرجکم منها. فقال: جعلنا فداک نحن فى الدنیا. فقال: ألستم تقرّون بامامتنا؟ قالوا: نعم. فقال هذا معنى الجنّة الّذى من أقرّ به کان فى الجنّة. فاسئلوا الله أن لا یسلبکم.(محاسن البرقى 1/161)

موسى بن بکر گوید: نزد امام صادق علیه السّلام بودیم. آنگاه مردى در آن مجلس گفت: از خدا بهشت را مى خواهم. امام صادق علیه السّلام فرمودند: شما در بهشت مى باشید پس از خداوند مسئلت نمائید که شما را از آن خارج ننماید. آنمرد گفت فدایتان شویم ما که در دنیا مى باشیم. آنگاه حضرت فرمودند: آیا شما به امامت ما اقرار ندارید؟ گفتند: آرى. پس آنحضرت فرمودند: همین معنى بهشتى است که هر که بدان اقرار داشته باشد در بهشت مى باشد پس از خداوند بخواهید که اینرا از شما سلب نفرمایند.

امّا تفصیل آنچه فرمودند: "نحن النّعیم" ; آن نعمت عظمى، نعمت نعمتها، حقیقت همه نعمتها و همه نعمتها مائیم: آن حقیقت محدثه آفریده شده از ناحیه مقدّسه الهیّه در همیشه و همه خلقت او یکى بیش نیست که همان حقیقت اسم "احد" و "واحد" الهى است و حقیقت، باطن و معناى هر حسن و خیرى است که در عالم تکوین و تشریع تحقق یافته(1) از آفتاب تابان تا ماه فروزان، از خاک زر خیز تا آسمان گوهر ریز ، از دین قویم(2) تا قرآن عظیم(3)، از آیات و بیّنات(4) تا احکام و عبادات(5).

01 عن جابر بن عبدالله قال: قلت لرسول الله صلى الله علیه و آله:اوّل شئ خلق الله تعالى ما هو؟ فقال: نور نبیّک یا جابر، خلقه الله ثم خلق منه کل خیر.

(بحارالانوار 57/170 از ریاض الجنان)

جابر بن عبدالله گوید از رسول خدا صلى الله علیه و آله پرسیدم:

اولین چیزى که خداى تعالى آفرید چیست ؟ فرمود: نور پیامبرت اى جابر، آفرید آنرا سپس هر خیرى را از آن آفرید .

عن الهادى علیه السّلام: إن ذکر الخیر کنتم أوّله و أصله و فرعه و معدنه و مأواه و منتهاه.

امام هادى علیه السّلام در (زیارت جامعه کبیره) مى فرمایند: اگر از خیر یاد شود شما اوّل آن و اصل آن و فرع آن و چشمه آن و مأوا و منتهاى آن مى باشید.

2. عن الباقر علیه السّلام فى قوله تعالى: "فما یکذّبک بعد بالدّین" قال: الدّین على علیه السلاّم.

(مقدمّة تفسیر البرهان/148 به نقل از مناقب)

امام باقر علیه السّلام در مورد کلام خداى تعالى: "فما یکذّبک بعد بالدّین" فرمودند  دین، على علیه السّلام است.

 فى زیارة امیر المؤمنین علیه السّلام: یا دین الله القویم.

(مقدمه تفسیر البرهان / 148)

 در زیارت امیر المؤمنین علیه السّلام مى خوانیم: اى دین استوار خدا.

 فى زیارة صاحب الامر علیه السّلام: السّلام على الدّین المأثور. (مفاتیح الجنان)

در زیارت حضرت صاحب الامر علیه السّلام چنین مى گوئیم: سلام بر دین تشریع شده خدا.

 عن المفضّل أنه کتب الى أبى عبد الله علیه السّلام فجائه الجواب من أبى عبدالله علیه السّلام: أمّا بعد فانّى اوصیک و نفسى بتقوى الله و طاعته، ... الى أن قال علیه السّلام: ثم انّى اخبرک أنّ الدّین و اصل الدّین هو رجل، و ذلک الرّجل هو الیقین و هو الایمان و هو امام امّته و اهل زمانه فمن عرفه عرف الله و دینه و من أنکره أنکر الله و دینه و من جهله جهل الله و دینه و لا یعرف الله و دینه و حدوده و شرائعه بغیر ذلک الامام... .

(بحار الانوار 24 / 286 به نقل از بصائر الدرجات)

از مفضل نقل شده که او نامه اى به امام صادق علیه السلام نوشت پس جواب از امام صادق علیه السلام براى او چنین آمد: امّا بعد، پس بدرستیکه من تو را و خود را به تقوى خداى و اطاعت او سفارش مى کنم... (تا آنجا که مى فرماید:) سپس بدرستیکه من ترا خبر میدهم که دین و ریشه دین همانا مردى است و آن مرد همان یقین و همان ایمان و او همان امام امت خود و (امام) و اهل زمان خود است. پس کسى که او را شناخت، خداى و دینش را شناخته و کسى که او را انکار کرد، خداى و دینش را انکار کرده و کسى که نسبت به او نادان بود، نسبت به خداى و دینش نادان است. و خداى و دینش و حدود و شرایعش را بغیر از آن امام نمى شناسد...

3. " و لقد آتیناک سبعاً من المثانى و القرآن العظیم".

(الحجر/87)

و به راستى، به تو هفت دوگانه و قرآن عظیم را دادیم.

عن الباقر علیه السّلام: سبعة ائمة و القائم علیه السّلام.

(معجم احادیث الامام المهدى علیه السّلام 5/205)

امام باقر علیه السلام فرمودند: (مقصود از "سبعاً من المثانى") هفت امام و (مقصود از "قرآن العظیم") قائم علیه السلام هستند.

 فى خطبة امیر المؤمنین علیه السّلام: أنا الایمان الذى به کفر و القرآن الذى إیّاه هجر. (مقدّمه تفسیر البرهان /265)

امیر المؤمنین علیه السّلام فرمودند: منم آن ایمان که به او کفر ورزیده شد و قرآنى که به دور انداخته شد.

 عن امیر المؤمنین علیه السّلام قال: هذا کتاب الله الصامت و أنا کتاب الله الناطق. (وسائل الشیعه 27/34)

امیر المؤمنین علیه السّلام فرمودند: این، کتاب خاموش خدا است و من، کتاب گویاى خدایم.

4. عن أبى عبدالله علیه السّلام: نحن الآیات و نحن البیّنات.

(بحار الانوار 24/303 به نقل از کنز الفوائد )

حضرت صادق علیه السّلام فرمودند: مائیم آیات (نشانه ها) و مائیم بینات (روشنائیها).

 فى دعاء الندبة: یابن الآیات و البیّنات. (دعاى ندبه)

در دعاى ندبه خطاب به امام عصر علیه السّلام: اى فرزند آیات و بیّنات.

5. عن داود بن کثیر قال: قلت لأبى عبد الله علیه السّلام: أنتم الصلاة فى کتاب الله عزوجل و انتم الزکاة و انتم الحج ؟ فقال: یا داود نحن الصّلوة فى کتاب الله عزوجل و نحن الزکاة و نحن الصیّام و نحن الحج و نحن الشهر الحرام و نحن البلد الحرام و نحن کعبة الله و نحن قبلة الله و نحن وجه الله. (بحار الانوار 24/303)

داود بن کثیر گفت: به امام صادق علیه السلام عرض کردم: آیا (حقیقت) نماز و زکات و حج در کتاب خداى عز و جل شمائید؟ پس آن حضرت فرمودند: اى داود (حقیقت) نماز و زکات و روزه و حج و ماه حرام و بلد حرام (مکه) و کعبه خدا و قبله خدا و وجه خدا در کتاب خداى عز و جل مائیم.

لذا عدم معرفت آن حقیقت، یعنى عدم معرفت به همه حقایق و معارف الهیه و بالملازمه راه نیافتن و دست نیافتن به آنها، یعنى در ظلمت جهل و جاهلیت بسر بردن. و همه حقیقت در هر عصرى از ناحیه مقدّسه امام آن زمان و ولىّ آن عصر که خلیفة الله است متجلّى است. و لذا:

 من مات ولم یعرف امام زمانه مات میتة جاهلیة.(بحارالانوار32/331)

پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله: هر که بمیرد و امام زمانش را نشناسد به مرگ جاهلیت مرده است.

و پرواضح است که آن حقیقت الهیه در صورت انسانى که ناطق است (حجة الله و ولى الله)، افضل و اشرف و اکبر است از بقیه جلوه هاى خود در قالب الفاظ (کتاب الله) و صورت اعمال و آداب (احکام الله) چراکه بقیه در موجودیت و مفیدیت خود نیازمند اویند.

 عن امیر المؤمنین علیه السلام قال: هذا کتاب الله الصامت و أنا کتاب الله الناطق. (وسائل الشیعه 27/34)

و عنه علیه السلام: مالله آیة اکبر منّى. (بحارالانوار 99/140)

براى خداى متعال آیه اى بزرگتر از من نیست.

لذا با ظلم بر ولىّ الله، ظلمت عالمگیر مى شود و با قتل او حقیقت در همه جلوه هایش مقتول مى گردد:

 عن أمیر المؤمنین علیه السّلام انّه قال یوماً بحذیفة بن الیمان ... فو الذى نفس علىّ بیده، لا تزال هذه الأمة بعد قتل الحسین ابنى فى ضلال و ظلمة و عسفة و جور و اختلاف فى الدین ... .(بحار الانوار 28/70)

از امیر المؤمنین علیه السلام نقل شده که ایشان روزى به حذیفه یمانى فرمودند: ... پس قسم به کسى که جان علىّ در دست اوست این امت بعد از کشتن پسرم حسین دائما در گمراهى و تاریکى و گمگشتگى و ستم و اختلاف در دین خواهند بود...

 عن أبى عبد الله علیه السّلام: لمّا ضرب الحسین بن على علیهما السّلام بالسیف ثمّ ابتدر لیقطع رأسه نادى مناد من قبل ربّ العزه تعالى من بطنان العرش: ألا ایّتها الامّة المتحیرّة الظّالمة بعد نبیّها لا وفّقکم الله لأضحى و لا فطر. ثمّ قال ابو عبدالله علیه السّلام لاجرم و الله ما وفّقوا و لا یوفّقون ابداً حتّى یقوم ثائر الحسین علیه السّلام. (امالى الصدوق/168)

از امام صادق علیه السلام نقل شده که ایشان فرمودند: هنگامیکه حسین بن على علیهما السلام به شمشیر کشته شد سپس براى  بریدن سرش پاى پیش گذاشته شد ندا دهنده اى از طرف خداى عزیز متعال از ژرفاى عرش ندا داد: آگاه باشید، اى امتى که بعد از پیامبرش سرگردان و ستمگر بوده اید! خداى شما را بدرک ]عید[ قربان و فطر موفق نخواهد فرمود. سپس امام صادق علیه السلام فرمودند: و باین دلیل است که بخداى قسم که ]این امت[ توفیق  ]درک قربان و فطر را [نداشته و نخواهند داشت مگر زمانى که منتقم خون امام حسین علیه السلام قیام فرماید.

 و امام زمان صلوات الله علیه در زیارت ناحیه مقدسه خطاب به امام حسین علیه السلام مى فرمایند:

فالویل للعصاة الفسّاق، لقد قتلوا بقتلک الاسلام و عطّلوا الصّلاة و الصّیام و نقضوا السّنن و الاحکام و هدموا قواعد الایمان و حرّفوا آیات القرآن و هملجوا فی البغى و العدوان.

پس واى بر سرکشان هرزه دراى گنهکار! که به کشتنت اسلام را کشتند و نماز و روزه را بیهوده و مهمل گذاردند و سنت ها و احکام را شکستند و نقض کردند و پایه هاى ایمان را نابود کردند و آیات قرآن را تحریف کردند و در ستم و دشمنى سخت پیش تاختند.

 عن الحلبى قال: قال لى أبو عبدالله علیه السّلام: لمّا قتل الحسین علیه السّلام، سمع أهلنا قائلاً بالمدینة یقول: الیوم نزل البلاء على هذه الاّمة فلا ترون فرحاً حتّى یقوم قائمکم فیشفى صدورکم و یقتل عدوّکم و ینال بالوتر او تاراً... .(کامل الزیارات /351)

حلبى گفت: امام صادق علیه السلام فرمودند: هنگامیکه امام حسین علیه السلام به قتل رسید، خاندان ما در مدینه شنیدند که گوینده اى مى گفت: امروز بر این امت بلا نازل شد پس روى فرح و شادى را نخواهند دید تا هنگامیکه قائم شما قیام کند پس سوز سینه هاتان شفا یافته و دشمنانتان کشته گشته و انتقام خون آن مظلوم گرفته شود... .