اشعار آیینی

غزل امام رضا (ع)
نویسنده : نیما نجاری - ساعت ۸:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٦/٦/٩
 

باید این بار نگاهم به قلم خیره شود

مستحقی است که باید به قسم خیره شود


این چه سری است که ایوان تو دارد؟ آری
چشم این طایفه باید به  کرم خیره شود

تو قدیم الحسناتی و گدا وقت دعا
اشتباه است در آن لحظه به کم خیره شود

یک قدم آمده ام، تو سه قدم آمده ای
کار زائر شده اینکه به قدم خیره شود

چونکه سقا وسط صحن تو سقا شده است
پس عجب نیست که بیمار به دم خیره شود

مشهدت کرببلائیست که آدم باید
با لب تشنه به اعجاز علم خیره شود

گنبد و پنجره فولاد و دم گوهرشاد
آدم اینجاست که باید به حرم خیره شود


نیمانجاری