اشعار آیینی

ید غدیر
نویسنده : نیما نجاری - ساعت ۱٠:٢٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۸/٢۳
 

تنبور زدیم و هو کشیدیم به دف        امواج ملائک همه در اوج شعف

خورشید برو و گوشه ای دفن بشو     تا شمس جهان علیست در شهر نجف

سلام خدمت دوستان، عید سعید غدیر خم رو به رفقا تبریک میگم انشاالله یه روزی با آقام حضرت صاحب این روز رو جشن بگیریم. هدیه به محضر ایشون یه مسمط در مدح حضرت مولام علی (ع) تقدیم میکنم :

در خواب بوده ام که نزدیکی اذان...


در خواب بوده ام که نزدیکی اذان

آمد ندایی از طرف حی لا مکان

کی شاعر شکسته دل پیر و خسته جان

امشب کمی ز حیدر کرارمان بخوان

چونکه جلای سینه ی بیمار حیدر است

شکر خدا دوباره دلم پر زنور شد

بار دگر بساط عنایت که جور شد

از یا علی سرودم و شورم شعور شد

عالم ز نام نامی او غرق نور شد

بارز ترین جلوه ی دادار حیدر است

عشق علی شعله به آئینه میزند

آتش درون خرقه ی پشمینه میزند

قلبم هزار ضربه به این سینه میزند

از عشق آن شهی که به کفش پینه میزند

ما سائلیم و صاحب دربار حیدر است

صدها هزار سکه ی شاهی به نامتان

طاق فلک شکسته شده زیر بامتان

جام شراب عشق خدا نوش کامتان

عاشق خداست یا که تو آخر کدامتان؟

بالله قسم که دلبر و دلدار حیدر است

کوثر زهیبت علی افتاد از خروش

مولا گرفت جام و خداوند گفت : نوش

حتی صدای ساعقه در نطفه شد خموش

((هوهوی ذوالفقار علی تا رسد به گوش))

به به که این صفات سزاوار حیدر است

ارض و سما به دور علی غرقه در شعف

اندر طواف دور شهنشاه لو کشف

تیر علیست فاتح و جانهای ما هدف

گردد جهان و مرکز این دایره نجف

نازد خدا به اینکه طرفدار حیدر است

قلبم عجب به گفتن این نکته راضی است:

اسلام بی ولای علی صحنه سازی است

کافر ! بدان که پایه ی دینت مجازی است

حتی اذان، بدون علی بچه بازی است

قطع الورید سینه ی کفار حیدر است

دنیا ندیده هیچ زمانی شکست تو

تا ذوالفقار بوده به دستان مست تو

در جنگ بدر ، دست خدا بود و دست تو

فرمود حق که حیدر من ناز شست تو

دست خدا و دست علمدار حیدر است.