اشعار آیینی

شعر حضرت مهدی(عج)
نویسنده : نیما نجاری - ساعت ۳:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٢/٦
 

سلام، یه نیمچه غزل هدیه میکنم به حضرت صاحب (عج) انشالله آقام خوششون بیاد ؛

اول یه حدیث بخونم براتون ؛

قال الصادق (ع) :

صاحب هذا الامر یتردد بینهم و یمشی فی اسواقهم و یطا فرشهم و لا یعرفونه حتی یاذن الله ان یعرفهم نفسه کما اذن لیوسف.

صاحب الامر در میان مردم راه رفته در بازارهایشان تردد می کند، روی فرشهایشان قدم میگذارد ولی او را نمیشناسند تا اینکه خداوند به او اذن دهد خودش را به آنها معرفی کند همانگونه که به یوسف اذن داد. (بحار الانوار ج51ص105)

 وحالا شعر ؛

پرده نشین عالمیان فتح باب کن...


پرده نشین عالمیان فتح باب کن

ما را برای نوکریت انتخاب کن

یک دفعه هم برای دل من ظهور کن

یکبار هم دعای مرا مستجاب کن

نام تو برده ام دهنم بوی گل گرفت

آقا همیشه کام مرا پر گلاب کن

ای کهف آیه های خدا خطبه ای بخوان

در خطبه ات مرا سگ کویت خطاب کن

دیگر جوان منتظرت مو سپید کرد

از پیری زود رسم اجتناب کن

بودن بدون تو که به دردی  نمیخورد

اصلا بیا و بودن من را خراب کن

دستی ببر به قبضه ی شمشیر ، منتقم !

یادآوری خاطره ی بوتراب کن

بر ذهن ذوالفقار دم تازه ای بزن

دجال های روی زمین را عتاب کن...

لیلی چشم های شما فرق می کند

مجنون دیدگان مرا پر ز آب کن

ای نور ! ای مفسر قرآن ! برای ما

تفسیر آیه های دلت را کتاب کن...

(فرج حضرت صاحب(عج) صلوات)