اشعار آیینی

میلاد حضرت زینب (س)
نویسنده : نیما نجاری - ساعت ٦:٥٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/٢٢
 

سلام ببخشید که خیلی دیر شد؛

شب بود و عرشیان همه در شور و زمزمه...


شب بود و عرشیان همه در شور و زمزمه

فوج ملائکه همه مفتــون فاطمه

در انتظار رویت بانوی عالمه

علامه را کسادی بازار زینب است

یک لحظه آسمان به دو شقه دریده شد

بازار ظالمان ، همه در هم کشیده شد

تمثال اقتدار خدا آفریده شد

نور خدا و معنی اسرار زینب است

ماهی کنار حضرت خورشید جا گرفت

قنداقه تا بغل علی مرتضی گرفت

نوری مزید، دامن اهل کسا گرفت

خورشید را مثبت الانوار زینب است

شاعر بساط شاعری اش را که جور کرد

از ساحت مقدس بی بی عبور کرد

یک جمله در طلیعه ی ذهنش ظهور کرد؛

صفحه حسین و نقطه ی پرگار زینب است

بی بی چقدر حادثه ها پیش پای توست!؟

شاعر شهید واقعه ی کربلای توست...

بیرق فتاد و صاحب بیرق اخای توست

صاحب لوا، بعد علمدار زینب است

آن ماجرای کوفه و آن نطق آتشین

در بین کوفیان نمک خورده ی لعین

بعد از علی شنیده کسی خطبه اینچنین؟

گویی زبان حیدر کرار زینب است

خاتون عاشقی دلم اشفعی لنا

عشقت کجا و عشق گلم اشفعی لنا

پیش برادرت خجلم...اشفعی لنا

در راه عشق، قافله سالار زینب است