اشعار آیینی

شعر حضرت علی اکبر(ع)
نویسنده : نیما نجاری - ساعت ٦:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٩/٢
 

با سلام به زودی با اشعار جدید در خدمتم. فعلا چند بیت از شعری که قبلا هم خوندید با کمی تغییرات ؛

و خداوند بفرمود حسیـن !

کربلا میوه ی غم می چینی

پسرت را وسط گله ی گرگ

اربا اربا شده اش می بینی...


و خداوند بفرمود حسیـن !

کربلا میوه ی غم می چینی

پسرت را وسط گله ی گرگ

اربا اربا شده اش می بینی

 

اربا اربا شده یعنی اینکه ؛

استخوانهای به هم ساییده

تکه های متلاشی شده...آه

مثل تسبیح ز هم پاشیده

        *******

کربلا...روز عطش...ظهری گرم

پیرمردی که غمین افتاده

پدری روی دو زانو گریان

پسری روی زمین افتاده...

 

و حسین گریه کنان گفت علی

آسمان دود شده در نظرم

اینهمه زخم چرا در تن توست؟!!!

حمزه ی لشکر من ای پسرم !

 

آه برخیز که با هم برویم

تو که از حال پدر آگاهی

اینچنینی که ز هم بگسستی

به گمانم که عبا میخواهی...