اشعار آیینی

شهادت حضرت رقیه(س)
نویسنده : نیما نجاری - ساعت ٥:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٩/۳٠
 

بابا مرا قضیه ی بازار پیر کرد

چشمان هیز، اهل حرم را اسیر کرد

عمه زمان شانه زدن بغض کرد و گفت ؛

تقصیر شعله هاست اگر شانه گیر کرد...!

          ×××××××××××××

گرفت چاره ی من را، ولی تو غصه نخور

و گوشواره ی من را...ولی تو غصه نخور

چقدر مسخره کردند دختران شام

لباس پاره ی من را...! ولی تو غصه نخور.