شعر فاطمیه

مقتل نوشت ؛ آه...و یعنی تمام شد

یعنی که دور مادرمان ازدحام شد

یعنی رکوع پشت درش امتداد یافت

یعنی شهید سجده به پای امام شد

هر کس رسید روی تنش رد پا گذاشت

قتلش حلال گشت و نجاتش حرام شد

تنها به جرم اینکه دفاع از امام کرد

محکوم ضربه های پر از انتقام شد

اینجای قصه مادرمان حرفها شنید

تا شد...شکست...درد شدیدش مدام شد

قنفذ به طعنه فاتحه ای خواند و خنده کرد...

یعنی که کار کشتن زهرا تمام شد...!.

/ 19 نظر / 17 بازدید
نمایش نظرات قبلی
عبدالراجی

سلام خوبی اقا نیما؟؟ احسنت خدا حفظت کنه عالی بود خلاصه نوکرتم نوکر! التماس دعا

سمیراعکاشه

زیبایود،ممنون ازدعوتت[گل]

باران

احسنت..........بازهم مثل همیشه عالی........

علیرضا خاکساری

سلام.گل اگر از کمرش تا بخورد میشکند.... با یک غزل مرثیه ی فاطمی به روزم.با احترام دعوتید. مرحوم ع.خ یاحق

قاسم اسدی

درد را زیبا سرودی.. قبول باشه برادر.. یا زهرا (س)

امین ایرانی نسب

سلام علیکم بفرمایید روضه حضرت زهرا(س) ترکیب بند فاطمیه التماس دعا

سید

نامرد مردم حق علی و فاطمه خوردن ندارد.... مادر به خود گفت شاید کسی کاری به کار زن ندارد.... من از نبی ام حتما کسی کاری به کار من ندارد افتادن زن در پیش دیگران دیدن ندارد برخیز مادر...

وبلاگ شهید عباسعلی فرید

حضرت حیدر به نام فاطمه حساس بود خلقت از روز ازل مدیون عطر یاس بود ای که ره بستی میان کوچه ها بر فاطمه گردنت را می شکست آنجا اگر عباس بود خزان زود هنگام و کبود شدن یاس بوستان پیامبر ، تسلیت باد .

مهاجر

زیبا بود اجرتون با مادرمون زهرا سلام الله علیها