شعر اربعین

کاروان آمده و موعد دیدار شده

چشم بارانی عمه چه قدر تار شده

چه قدر عمه ی سادات مصائب دیدند

چه قدر مردم بازار به ما خندیدند

چه قدر هلهله کردند و دف و چنگ زدند

وسط کوچه چه بد بر سرمان سنگ زدند

آه ای اکبر من مرهم جانی بفرست

خواهرت آمده برخیز اذانی بفرست

خواهرت آمده برخیز، قدم خم شده است

آه آری یکی از اهل حرم کم شده است

آه یک دختری از آل علی تنها ماند

خواهر کوچکمان کنج خرابه جا ماند

خواهر کوچکمان را چه قدر ترساندند

دل او را همه آتش زده میسوزاندند

هرکه می آمده چیزی ز زمین بر میداشت

و کتک خوردن ما حالت سرگرمی داشت

بسکه بر پیکرمان سنگ اصابت میکرد

رفته رفته تنمان داشت که عادت میکرد

رفته رفته تنمان داشت که نیلی میشد

سهم هر فاطمه یک ضربه ی سیلی میشد

آه از لحظه ی دروازه ی ساعات مپرس

جان خواهر دگر از طرز جسارات مپرس

پیش چشمان تو ما را به جسارت بردند

و نوامیس تو را بهر تجارت بردند

قصه ی کوچه و مسمار مکرر شده بود

لگد شمر شبیه لگد در شده بود

باز این مثنوی ام نفحه ای از گل دارد

سیزده بیت شده، حس تکامل دارد

باز در صحبت من واژه ای از در آمد

باز در خاطره ام روضه ی مادر آمد

میخ در داغ شد و چهره بر افروخته بود

مادرم در وسط شعله چه بد سوخته بود...

 

/ 12 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
javad fallahi

salam, javad fallahiam, umadam tu saitet un shere emam ali ro peyda nakardam

سارا حسام پور

سلام ممنون که به ما سر زدید. اشعارتان زیباست .نشانی از ذهن پویا و احساسی عمیق به وابستگی های معنوی انسانی. موفقیتتان روز افزون [گل]

کمیل کاشانی

با سلام با آفتاب بطحا به روزم و منتظر قدومتان . خوشحالمون کنید با نظراتتون

رحیم

سلام وبلاگتون حرف نداره خیلی لذت بردم امشالله همیشه اینجور موفق باشی ممنون میشم به ما هم سر بزنی با تشکر[گل]

اكه اقا بخواد عيد كربلايي!!!!!!!!!!

سلام بايه اهنگ كوتاه از خودم كه قراره براي پيشواز بدم اپم لطفا بعد از دانلود نظرتون رو در موردش بگيد!!!!!!!!! نظر يادتون نره!!!!!![گل][گل][گل]

محسن

با سلام زیبا بود روان می سرایید از این بیت خوشم آمد: باز این مثنوی ام نفحه ای از گل دارد سیزده بیت شده، حس تکامل دارد

جابر عابدی

سلام دوست عزیز از نظرت ممنونم شعر خوبی بود لذت بردم

hameye veblaget ye taraf oun akset ye teref .hamchin ba estil neshasti kheili hal kardam ba in akset