شعر حضرت علی اکبر(ع)

و خداوند بفرمود حسیـن !

کربلا میوه ی غم می چینی

پسرت را وسط گله ی گرگ

اربا اربا شده اش می بینی

 

اربا اربا شده یعنی اینکه ؛

استخوانهای به هم ساییده

تکه های متلاشی شده...آه

مثل تسبیح ز هم پاشیده

        *******

کربلا...روز عطش...ظهری گرم

پیرمردی که غمین افتاده

پدری روی دو زانو گریان

پسری روی زمین افتاده...

 

و حسین گریه کنان گفت علی

آسمان دود شده در نظرم

اینهمه زخم چرا در تن توست؟!!!

حمزه ی لشکر من ای پسرم !

 

آه برخیز که با هم برویم

تو که از حال پدر آگاهی

اینچنینی که ز هم بگسستی

به گمانم که عبا میخواهی...

/ 5 نظر / 12 بازدید
شوریده

سلام احسنت زیبا بود بارک الله

Keret

سلام مرسی ک سر زدین نظرتون راجب تبادل لینک چیه

سیدصادق

پدر انکسار مقتل نوشت : آه..."ینادون العطش" مشکی به دوش بردوسریع پابه کار شد قال الحسین:ارکب!بنفسی انت یا اخا بر زین نشست وهاله ای از افتخار شد سقا علم گرفت وبرات سقایتش بامهروموم سیدالشهدا اعتبار شد حالا کناردجله رسیدوبه آب گفت: بامن بیا...که جان حرم احتضار شد ابلیسیان نظاره گر علقمه شدند دستور حمله آمد و چند انفجار شد دستش بریده اند,نه یکی که هر دو را مشکش دریده اند,سرش چشمه سار شد ماه تمام لشگری از کهکشان عشق خونین ترین ستاره ی دنباله دار شد وقتی علم شکست و علمدار هم شکست حالا حسین هم پدر انکسار شد... نظرت چیه داداش؟یه جرایی باید درستش کنی حضرت استاد من.

فرات اشک

سلام بسیار ممنونم از حضورتون از اشعار زیباتون بهره مند شدم و امیدوارم همیشه ذوقتون برای اهل بیت بجوشه . یا حق

امین ایرانی نسب

سلام نیماجان با غزل حضرت رقیه(س) به روز شدم ، خوشحال میشم سر بزنی درضمن آدرس وبلاگمو عوض کردم اگه ممکنه با این آدرس لینکم کن یاعلی مدد