شعرحضرت زهرا س -غزل فاطمی

سلام

اولین غزل آیینی که برای ایام فاطمیه گفتم رو تقدیم میکنم ، اسمش رو گذاشتم ؛

 

"زمین جای امنی نیست"

 

هرگز نمیفهمم چرا باور زمین خورد

هرگز نمیفهمم چگونه بر زمین خورد

حتی تصور کردنش هم درد دارد

وقتی تجسم میکنم مادر زمین خورد

"فضه خذینی" های مادر پشت هم بود

یعنی که چندین بار پشت در زمین خورد

مردم زمین افتادنش را خنده کردند

هر دفعه با افتادنش حیدر زمین خورد

هر دو پسرهایش زمین...همراه مادر

بابا زمین...فضه زمین...دختر زمین خورد

فرزندها را دور کن…این صحنه تلخ است؛

محسن کمی از دیگران بدتر زمین خورد...!

هی میشنیدم که کسی با خنده میگفت:

دیدید مردم ! فاطمه آخر زمین خورد…!

از شدت زخمی که روی صورتش بود

فهمیده ام که مادرم با سر...زمین خورد...!.

/ 41 نظر / 40 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رفیقت

نیما جان سلام ...... بون مقدمه رنگ وبوی امام حسین باید از بیرون هم از فرد حداقل در ظاهر جلوه کنه ......چون دوستت دارم میگم ...پوشش و ظاهر و حفظ وجه برات واجبه (اصلاحش کن)

سفایر

سلام زیبا بود سپاس

majid kheiri

ببخشید شما با عماد نجاری آشنا هستین http://www.dodameh.blogfa.com/

شبیر

سلام... شعر رو خوندم خیلی سوختم...خدا خیرت بده ،دستت درد نکنه... انشاالله زیر سایه امام عصر(عج) موفق باشی... التماس دعای فرج.. عل یار هممون...

رسول

سلام عالی بود التماس دعا

الهه مهدی پور

سلام... بسیار زیبا بودند اشعارتون.... موفق باشید یاعلی.....

علی رضا

بانوای محمداسداللهی وسیدامیر عقدایی به روزیم www.boghz.info

مهدی خالدارن

واقعا تاثیر گزار بود...

محمدرضا

اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد