من...شما...نقاره خانه

نشست ماه از هیبتت در خسوف

گرفتند لکنت تمام حروف

قبولم نما یا امام الرئوف

که مولا شمایید و بنده گدا

علی بن موسی الرضا المرتضی

اگر بنده ات لایق تو نبود

اگر کارهایم همه زشت بود

چرا آه...دادی ام اذن ورود؟

بر این روسیاهت عنایت نما

علی بن موسی الرضا المرتضی

رئوفی و خوبی و شمس الشموس

به در گاه تو آمدم پای بوس

سلامُ علیک یا انیس النفوس

صدای بهشتند نقاره ها

علی بن موسی الرضا المرتضی

منو باز هجران و آه و دریغ

منی که شدم تازه با تو رفیق

منو خاطره های صحن عتیق

شود که بگویی دوباره بیا؟!

علی بن موسی الرضا المرتضی

زمان وداع عطر تو بو کنم

دلم را برای تو آهو کنم

و باید که با عکس تو خو کنم؟

روا نیست که از تو گردم جدا

علی بن موسی الرضا المرتضی

چقدر انتظارم بر این راه بود

چقدر چشمهایم پر از آه بود

چقدر عمر دیدار کوتاه بود

دوباره منو داغ گنبد طلا

علی بن موسی الرضا المرتضی

منم من غلام بدت یا رضا

کلاغ بد گنبدت یا رضا

و باز حسرت مشهدت یا رضا

خداحافظ ای مرد بی ادعا

علی بن موسی الرضا المرتضی

خداحافظ ای شاه جود و کرم

خداحافظ ای گریه و اشک و غم

خداحافظ ای صحن های حرم

دل من امانت به پیش شما...!

علی بن موسی الرضا المرتضی

یا حق، نیما نجاری.

/ 2 نظر / 5 بازدید
Omid.N

Khili.qashang.ßud

جواد میربلوچ نژاد

سلام مثل همیشه زیبا بود حق است مولی