شعر عید غدیر

یا خدا دست به دستان پیمبر دارد
یا علی جلوه ای از حضرت داور دارد

ظاهرا کعبه حجاز است ولی در واقع
یک عدد کعبه خدا در دل حیدر دارد

سالها منتظرت بود نمیدانستیم
کعبه با دست تو میخواست ترک بردارد

اصل اسلام غدیر است گواهش زهرا
دشمنت نیز به این مسئله باور دارد

اسدالله خودت قبله نمایی آری
به گمانم که کمی هم تو خدایی آری

مرکز ثقل زمینی...حرمت گرم علی
شب معراج نبی گفت ؛ دمت گرم علی

شرف هر دو سرایی کرمت را عشقست
سبب خلقت مایی کرمت را عشقست

سیزده نور ز تو از دل شب میریزد
سیزده مرتبه از عرش رطب میریزد

خم نگو باده ی عشقست که دیدن دارد
باده از خم غدیر تو چشیدن دارد

و همان روز که ابلاغ ولایت آمد
مصطفی گفت که آیات امامت آمد

تا که " اکملت لکم " آمد و جان کامل شد
اشهد ان علی گفت و اذان کامل شد

تو که هستی که دمت سیل خروشان دارد؟
رجزت یکسره در معرکه طوفان دارد

ای بنازم دم شمشیر هنرمندت را
ذکر یا فاطمه و بستن سربندت را

بی سبب نیست دم " أینَ تفرو " داری
نخی از چادر زهرات به بازو داری

آنچه در عرصه ی میدان همه دم غالب بود
خم ابروی علی بن ابیطالب بود.

نیمانجاری

/ 1 نظر / 432 بازدید
گل افشان

با سلام شعر بسیار زیبائیستو مستفیض شدیم