آیا فرزندان حضرت زهرا(س) اولاد رسول الله (ص) محسوب میشوند؟

باسلام خدمت دوستان، باب نهم از کتاب بحار الانوار(بامشخصات ذیل) پیرامون اینکه آیا اولاد و ذریه حضرت فاطمه(س)فرزندان رسول خدا (ص) میباشند یا خیر رو براتون گذاشتم انشالله که به دردتون بخوره، طبق همیشه باید بگم ؛ این نوشته تحقیق بنده (نیمانجاری) نیست. با تشکر.

ترجمه و تحقیق از جلد 43 بحارالانوار
زندگانی حضرت زهرا (علیهاالسلام )
تالیف : علامه محمد باقر مجلسی
مترجم و محقق: محمد روحانی زمان آبادی

باب نهم : اولاد و ذریه حضرت فاطمه علیهاالسلام وفضل آنها و اینکه فرزندان رسول خدا صلى الله علیه و آله هستند
374/1 - وجدت فى بعض کتب المناقب : اءخبرنا على بن اءحمد العاصمى عن اسماعیل بن اءحمد البیهقى ، عن اءبیه اءحمد بن الحسین ، عن اءبى عبدالله الحافظ، عن اءبى محمد الخراسانى ، عن اءبى بکر بن اءبى العوام ، عن اءبیه ، عن حریز بن عبدالحمید عن شیبة بن نعامة ، عن فاطمة بنت الحسین ، عن فاطمة الکبرى قالت : قال رسول الله صلى الله علیه و آله : کل بنى ام ینتمون الى عصبتهم الا ولد فاطمة ، فانى اءنا اءبوهم و عصبتهم .
و اءخبرنا اءبوالحسن بن بشران العدل ببغداد، عن اءبى عمرو بن السماک عن حنبل بن اسحاق عن داود بن عمرو، عن صالح بن موسى ، عن عاصم بن بهذلة عن یحیى بن یعمر العامرى قال : بعث الى الحجاج فقال : یا یحیى اءنت الذى تزعم اءن ولد على من فاطمة ولد رسول الله صلى الله علیه و آله ؟ قلت له : ان اءمنتنى تکلمت . قال : فاءنت آمن . قلت له : نعم اءقراء علیک کتاب الله ان الله یقول : (و وهبنا له اسحق و یعقوب کلا هدینا - الى اءن قال : - و زکریا و یحیى و عیسى و الیاس کل من الصالحین ) (1017) و عیسى کلمة الله و روحه اءلقاها الى العذراء البتول ، و قد نسبه الله تعالى الى ابراهیم علیه السلام .
قال : ما دعاک الى نشر هذا و ذکره ؟ قلت : ما استوجب الله عزوجل على اءهل العلم فى علمهم (لتبیننه للناس و لا تکتمونه ) (1018) الایة قال : صدقت و لا تعودن لذکر هذا و لا نشره .
و جاء الحدیث مرسلا اءطول من هذا، عن عامر الشعبى اءنه قال : بعث الى الحجاج ذات لیلة فخشیت فقمت فتوضاءت و اءوصیت ثم دخلت علیه فنظرت فاذا منشور و السیف مسلول ، فسلمت علیه فرد على السلام فقال : لا تخف فقد اءمنتک اللیلة و غدا الى الظهر. و اءجلسنى عنده ثم اءشار فاتى برجل مقید بالکبول و الاغلال فوضعوه بین یدیه فقال : ان هذا الشیخ یقول : ان الحسن و الحسین کانا ابنى رسول الله صلى الله علیه و آله لیاءتینى بحجة من القرآن و الا لاضربن عنقه .
فقلت : یجب اءن تحل قیده فانه اذا احتج فانه لا محالة یذهب و ان لم یحتج فان السیف لا یقطع هذا الحدید. فحلوا قیوده و کبوله فنظرت فاذا هو سعید بن جبیر فحزنت بذلک و قلت : کیف یجد حجة على ذلک من القرآن . فقال له الحجاج : ائتنى بحجة من القرآن على ما ادعیت و الا اءضرب عنقک . فقال له : انتظر! فسکت ساعة ثم قال له مثل ذلک فقال : انتظر! فسکت ساعة ثم قال له مثل ذلک فقال : اءعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم . ثم قال : (و وهبنا له اسحق و یعقوب - الى قومه - و کذلک نجزى المحسنین ) (1019) ثم قال : ثم سکت و قال للحجاج : اقرء ما بعده ! فقراء: (و زکریا و یحیى و عیسى ) (1020) فقال سعید: کیف یلیق ههنا عیسى ؟ قال : انه کان من ذریته . قال : ان کان عیسى من ذریة ابراهیم و لم یکن له اءب بل کان ابن ابنته فنسب الیه مع بعده ، فالحسن و الحسین اءولى اءن ینسبا الى رسول الله صلى الله علیه و آله مع قربهما منه . فاءمر له بعشرة دینار آلاف و اءمر باءن یحملوها معه الى داره و اءذن له فى الرجوع .
قال الشعبى : فلما اءصبحت قلت فى نفسى : قد وجب على اءن آتى هذا الشیخ منه معانى القرآن لانى کنت اءظن اءنى اءعرفها فاذا اءنا لا اءعرفها. فاءتیته فاذا هو فى المسجد و تلک الدنانیر بین یدیه یفرقها عشرا و یتصدق بها ثم قال : هذا کله ببرکة الحسن و الحسین علیهماالسلام لئن کنا اءغممنا واحد لقد اءفرحنا اءلفا و اءرضینا الله و رسوله صلى الله علیه و آله
کتاب الدلائل لمحمد بن جریر الطبرى : عن ابراهیم بن اءحمد الطبرى عن محمد بن اءحمد القاضى التنوخى ، عن ابراهیم بن عبدالسلام ، عن عثمان بن اءبى شیبة ، عن جریر، عن شیبة بن نعامة ، عن فاطمة الصغرى ، عن فاطمة الکبرى قالت : قال النبى صلى الله علیه و آله : لکل نبى عصبة ینتمون الیه و ان فاطمة عصبتى التى تنتمى (الى )
ترجمه : در بعضى از کتب مناقب یافتم که پیغمبر صلى الله علیه و آله فرمود: فرزندان هر مادرى به پدر و خویشاوندان پدرى خود منسوب مى شوند غیر از فرزندان فاطمه که من پدر و خویشاوندان ایشان مى باشم .
یحیى بن یعمر عامرى مى گوید: حجاج بن یوسف مرا خواست و به من گفت : اى یحیى ! تو آن کسى هستى که گمان مى کنى آن فرزندان على که از فاطمه دارد فرزندان پیامبر اسلام هستند.
گفتم : اگر در امان باشم جواب تو را خواهم داد.
گفت : تو در امان هستى .
گفتم آرى ، این آیه را که مى خوانم این مطلب را ثابت مى نماید:
(و وهبنا له اسحاق و یعقوب کلا هدینا) (1021) تا آنجا که مى فرماید: (و زکریا و یحیى و عیسى و الیاس کل من الصالحین ) (1022)
در صورتى که عیسى روح الله است و خداوند او را به حضرت مریم عطا کرد و معذلک خداى علیم عیسى را به حضرت ابراهیم نسبت مى دهد و او از فرزندان ابراهیم به شمار مى آورد.
حجاج گفت : چه باعث شده که تو این موضوع را تبلیغ نمایى ؟!
گفتم : خداوند بر اهل علم واجب کرده که علم خود را نشر دهند، چنانکه در قرآن مجید مى فرماید:
(لتبیننه للناس و لا تکتمونه ) (1023)
حجاج گفت : راست مى گویى ولى در عین حال مبادا بعدا این موضوع را تکرار نمایى و نشر دهى ؟!
این حدیث را عامر شعبى مفصلتر از این نقل کرده ، چنانکه مى گوید: یک شب حجاج مرا خواست ، من وضو گرفتم و وصیت خود را کردم و نزد حجاج رفتم ، وقتى نگاه کردم دیدم سفره اى چرمى گسترده و شمشیرى برهنه نزد حجاج است . من سلام کردم و او جواب داد، آنگاه به من گفت : خائف مباش زیرا من تو را تا فردا ظهر امان داده ام .
پس از اینکه مرا نزد خود نشانید، دستور داد تا مردى را آوردند که وى را غل و زنجیر کرده بودند و او را در مقابل حجاج قرار دادند.
حجاج گفت : این پیرمرد مى گوید: حسن و حسین علیهماالسلام فرزندان پیغمبر خدایند، اگر براى این مدعا دلیلى از قرآن نیاورد گردن او را خواهم زد.
من گفتم : پس باید این غل و زنجیر را از گردن وى باز کرد، زیرا که او آزاد خواهد شد، و اگر دلیلى از قرآن نیاورد و بخواهى گردن وى را بزنى شمشیر این غل و زنجیر را قطع نمى کند. هنگامى که غل و زنجیر را از گردنش باز نمودند دیدم او سعید بن جبیر است . من فوق العاده محزون شدم و با خود گفتم : چگونه از قرآن دلیل خواهد آورد؟!
حجاج به وى گفت : دلیل خود را از قرآن بیاور و الا گردن تو را خواهم زد.
سعید بن جبیر گفت : مهلتم بده . وى ساعتى صبر کرد و گفت : حجت و دلیل خود را بیاور! سعید گفت : صبر کن . او ساعتى صبر کرد و گفت : دلیل و برهان خویش را بیاور! سعید بن جبیر گفت : اعوذ بالله من الشیطان الرجیم ، بسم الله الرحمن الرحیم (و وهبنا له اسحق و یعقوب ) (1024) تا آنجا که مى فرماید: (و کذلک نجزى المحسنین ) (1025) سعید پس از خواندن این آیه ساکت شد.
حجاج به وى گفت : ما بعد آیه را بخوان ! سعید گفت : (و زکریا و یحیى و عیسى ) (1026) آنگاه سعید گفت : اى حجاج ! عیسى چه نسبتى به حضرت ابراهیم دارد؟
حجاج گفت : عیسى از فرزندان ابراهیم محسوب مى شود.
سعید گفت : عیسى که بدون پدر خلق شده و از نواده هاى دخترت حضرت ابراهیم به شمار مى رود، با اینکه فاصله بین عیسى و حضرت ابراهیم خیلى زیاد است معذلک از فرزندان حضرت ابراهیم محسوب مى شود. پس حضرات حسنین علیهماالسلام با توجه به اینکه با رسول خدا چندان فاصله اى ندارند به طریق اولى فرزندان پیغمبر اکرم محسوب خواهند شد.
حجاج پس از این گفتگوها مبلغ ده هزار اشرفى به سعید بن جبیر جایزه داد و دستور داد تا او را به خانه اش بازگردانیدند.
شعبى مى گوید: من با خود گفتم : بر من واجب است که نزد این مرد عالم یعنى سعید بن جبیر بروم و معانى قرآن را از او بیاموزم ، زیرا من گمان مى کردم که معانى قرآن را مى دانم ، ولى اکنون معلوم شد که نمى دانم .
هنگامى که متوجه سعید بن جبیر شدم دیدم که وى در مسجد نشسته و آن اشرفى ها را در مقابل خود ریخته و پیوسته آنها را ده اشرفى صدقه مى دهد و مى گوید: اینها از برکت حسن و حسین علیهماالسلام است . اگر ما یک نفر (یعنى حجاج ) را ناراحت کردیم هزار نفر را براى پرداخت این پولها خوشحال نمودیم و خداوند و رسول را راضى نمودیم .
در کتاب دلائل الامامه طبرى از رسول خدا صلى الله علیه و آله روایت مى کند که فرمود: فرزندان هر پیغمبرى به خود او منسوب هستند، فاطمه فرزند من است که به منسوب است .
375/2 - معانى الاخبار: (1027) الحسین بن اءحمد العلوى و محمد بن على بن بشار معا، عن المظفر اءحمد القزوینى عن صالح بن اءحمد، عن الحسن بن زیاد، عن صالح بن اءبى حماد عن الحسن بن موسى الوشاء البغدادى قال : کنت بخراسان مع على بن موسى الرضا علیهماالسلام فى مجلسه و زید بن موسى حاضر و قد اءقبل على جماعة فى المجلس یفتخر علیهم و یقول ، نحن و نحن و اءبوالحسن علیه السلام مقبل على قوم یحدثهم .
فسمع مقالة زید فالتفت الیه فقال : یا زید اءغرک قول بقالى الکوفة ان فاطمة اءحصنت فرجها فحرم الله ذریتها على النار، والله ما ذلک الا للحسن و الحسین و ولد بطنها خاصة ، فاءما اءن یکون موسى بن جعفر علیهماالسلام یطیع الله ، و یصوم نهاره و یقوم لیله و تعصیه اءنت ثم تجیئان یوم القیامة سواء لانت اءعز على الله عزوجل منه ان على بن الحسین علیهماالسلام کان یقول : لمحسننا کفلان من الاجر و لمسیئنا ضعفان من العذاب .
و قال الحسن الوشاء: ثم التفت الى و قال : یا حسن کیف تقرؤ ون هذه الایة : (قال یا نوح انه لیس من اءهلک انه عمل صالح ) (1028) فقلت : من الناس من یقرء ((انه عمل غیرصالح )) و منهم من یقرء: ((انه عمل غیر صالح )) نفاه عن اءبیه . فقال علیه السلام : کلا لقد کان ابنه ، ولکن لما عصى الله عزوجل نفاه الله عن اءبیه ، کذا من کان منا لم یطع الله فلیس منا و اءنت اذا اءطعت الله فاءنت منا اءهل البیت
ترجمه : شیخ صدوق در معانى الاخبار از حسن بن موسى الوشاء روایت کرده : من در خراسان در مجلس حضرت رضا علیه السلام بودم ، زید بن موسى (برادر حضرت رضا) هم در آن مجلس حضور داشت . زید متوجه گروهى از اهل مجلس شد و گفت که ما چنین و چنانیم .
حضرت رضا متوجه آن گروه شد و گفته زید را شنید، به وى فرمود:
اى زید! آیا قول بقال هاى کوفه را که مى گویند: فاطمه خویشتن را حفظ کرد و خداوند فرزندان او را به آتش جهنم حرام کرد، تو را مغرور نموده است ! به خداوند سوگند که این مطلب جز براى حسن و حسین علیهماالسلام و فرزندانى که از رحم آن بانو متولد شده اند نخواهد بود.
آیا مى شود گفت حضرت موسى بن جعفر علیه السلام خداوند را اطاعت کند، روزه ها روزه دار و شبها به تهجد و شب زنده دارى و نماز شب مشغول باشد و تو معصیت خداوند را انجام دهى و فرداى قیامت نزد خداوند با او مساوى باشى و یا اینکه تو نزد خداوند عزیزتر باشى ؟! در صورتى که حضرت على بن الحسین علیهماالسلام مى فرماید: اجر نیکوکاران ما هر چه باشد عذاب گنهکاران ما دو برابر خواهد بود.
حسن مى گوید: حضرت رضا علیه السلام سپس متوجه من شد و فرمود:
اى حسن ! این آیه را چگونه قرائت مى کنید که خداوند مى فرماید:
قال یا نوح انه لیس من اهلک ، انه عمل غیرصالح
گفتم : بعضى از مردم مى خوانند: انه عمل (بفتح عین و لام و کسر میم ) غیرصالح و بعضى مى خوانند: انه عمل (بفتح عین و میم و دو پیش لام ) غیرصالح بنا به قرائت دوم پسر نوح را از پدرش ندانسته است .
حضرت رضا فرمود: ابدا اینطور نیست ، بلکه وى پسر حضرت نوح بود. ولى عصیان کرد خداوند او را از پدرش ندانست . همین طور هر کس از خاندان ما که اطاعت از خداوند نکند از ما نخواهد بود. و تو اگر حضرت حق را اطاعت نمایى از ما اهل بیت خواهى بود.
376/3 - معانى الاخبار: (1029) ابى ، عن سعد، عن البرقى ، عن اءبیه ، عن ابن اءبى عمیر، عن جمیل بن صالح ، عن محمد بن مروان قال : قلت لابى عبدالله علیه السلام : هل قال رسول الله صلى الله علیه و آله ان فاطمة اءحصنت فرجها فحرم الله ذریتها على النار؟ قال : نعم ، عنى بذلک الحسن و الحسین و زینب و ام کلثوم علیهم السلام
ترجمه : شیخ صدوق رحمه الله از محمد بن مروان روایت کرده که گفت :
به امام صادق علیه السلام گفتم : آیا این سخن ان فاطمة اءحصنت ... الخ : ((همانا فاطمه علیهاالسلام عفت خود را حفظ کرد پس خداوند ذریه او را بر آتش حرام کرد))، از سخنان رسول خداست ؟ امام صادق در جواب فرمود: بله ، و منظور از ذریه حضرت فاطمه ، حسن و حسین و زینب و ام کلثوم هستند.
337/4 - معانى الاخبار: (1030) ابن الولید، عن الصفار، عن ابن معروف ، عن ابن مهزیار، عن الوشاء، عن محمد بن القاسم بن الفضیل ، عن حماد بن عثمان قال : قلت لابى عبدالله علیه السلام : جعلت فداک ما معنى قول رسول الله صلى الله علیه و آله : ان فاطمة اءحصنت فرجها فحرم ذریتها على النار؟ فقال : المعتقون من النار هم ولد بطنها الحسن و الحسین و زینب و ام کلثوم (1031)
378/5 - عیون الاخبار: (1032) باسناد التمیمى ، عن الرضا، عن آبائه علیهم السلام قال : قال النبى صلى الله علیه و آله : ان فاطمة اءحصنت فرجها فحرم الله ذریتها على النار
مصباح الانوار: عن اءبى عبدالله علیه السلام عن النبى صلى الله علیه و آله مثله (1033)
379/6 - عیون الاخبار: (1034) ماجیلویه و ابن المتوکل و الهمدانى ، عن على ، عن اءبیه ، عن یاسر قال : خرج زید بن موسى اءخو اءبى الحسن علیه السلام بالمدینة و اءحرق و قتل و کان یسمى زید النار، فبعث الیه الماءمون فاسر و حمل الى الماءمون فقال الماءمون : اذهبوا به الى اءبى الحسن ! قال یاسر: فلما ادخل الیه قال له اءبوالحسن : یا زید اءغرک قول سفلة اءهل الکوفة : ان فاطمة اءحصنت فرجها فحرم الله ذریتها على النار، ذاک للحسن و الحسین خاصة ان کنت ترى اءنک تعصى الله و تدخل الجنة ، و موسى بن جعفر اءطاع الله و دخل الجنة فاءنت اذا اءکرم على الله عزوجل من موسى بن جعفر. والله ما ینال اءحد ما عندالله عزوجل الا بطاعته ، و زعمت اءنک تناله بمعصیته فبئس ما زعمت .
فقال له زید: اءنا اءخوک و ابن اءبیک . فقال له اءبوالحسن علیه السلام : اءن اءخى ما اءطعت الله عزوجل .
ان نوحا علیه السلام قال : (رب ابنى من اءهلى و ان وعدک الحق و اءنت اءحکم الحاکمین ) (1035) فقال الله عزوجل : (یا نوح انه لیس من اءهلک انه عمل غیرصالح ) (1036)، فاءخرجه الله عزوجل من اءن یکون من اءهله بمعصیته
ترجمه : شیخ صدوق در عیون الاخبار روایت کرده :
زید بن موسى بن جعفر علیه السلام در مدینه خروج کرد، گروهى را آتش زد و گروهى را به قتل رسانید. بدین لحاظ او را زیدالنار نامیدند.
ماءمون فرستاد تا او را گرفتند و اسیر نمودند و نزد ماءمون بردند، دستورى داد: وى را نزد امام رضا علیه السلام ببرید.
یاسر مى گوید: وقتى زید به حضور حضرت رضا آمد امام به او فرمود:
اى زید! قول مردمان پست کوفه که مى گویند: فاطمه عفت خود را حفظ نمود و خداوند ذریه او را به آتش جهنم حرام کرد تو را مغرور کرد!
به خداوند سوگند که این مطالب جز براى حسن و حسین علیهماالسلام نخواهد بود. تو این طور گمان مى کنى که اگر خداوند را معصیت کنى داخل بهشت خواهى شد و موسى بن جعفر هم اطاعت پیشه کند و داخل بهشت شود، آنگاه تو نزد خداوند از آن بزرگوار عزیزتر باشى ؟ به خداوند سوگند کسى از ما نزد خداوند به مقامى نخواهد رسید مگر به اطاعت نمودن پروردگار، ولى تو گمان مى کنى که اگر عصیان هم برادر و پسر پدر تو مى باشم .
امام رضا فرمود: آرى ، تو مادامى برادر من خواهى بود که خداوند را اطاعت نمایى .
حضرت نوح گفت : پروردگارا! پسر من هم از اهل من محسوب مى شود، وعده تو حق و تو بهترین حکم کنندگان خواهى بود.
خداوند حکیم فرمود: اى نوح ! او از اهل تو نیست . او معصیت کار است .
خداوند او را براى اینکه مرتکب معصیت شد از اهل نوح ندانست .
380/7 - المناقب : (1037) تاریخ بغداد (1038) و کتاب السمعانى و اءربعین المؤ ذن و مناقب فاطمة عن ابن شاهین باءسانیدهم عن حذیفة و ابن مسعود قال النبى صلى الله علیه و آله : ان فاطمة اءحصنت فرجها فحرم الله ذریتها على النار. قال ابن مندة : خاص بالحسن و الحسین و یقال : اءى من ولدته بنفسها، و هو المروى عن الرضا علیه السلام و الاولى کل مؤ من منهم (1039)
381/8 - الاحتجاج : (1040) عن اءبى الجارود قال : قال اءبوجعفر علیه السلام : یا اءباالجارود ما یقولون فى الحسن و الحسین ؟ قلت : ینکرون علینا اءنهما ابنا رسول الله صلى الله علیه و آله . قال : فباءى شى ء احتججتم علیهم ؟ قلت : بقول الله فى عیسى بن مریم : (و من ذریته داود - الى قوله - و کل من الصالحین ) (1041) فجعل عیسى من ذریة ابراهیم و احتججنا علیهم بقوله تعالى : (قل تعالوا ندع اءبناءنا و اءبناءکم و نساءنا و نساءکم و اءنفسنا و اءنفسکم ) (1042) قال : فاءى شى ء قالوا؟ قال : قلت : قالوا: قد یکون ولد البنت من الولد و لا یکون من الصلب .
قال : فقال اءبوجعفر علیه السلام والله یا اءباالجارود لا عطینکها من کتاب الله آیة تسمى لصلب رسول الله صلى الله علیه و آله لا یردها الا کافر. قال : قلت : جعلت فداک و اءین ؟ قال : حیث قال الله : (حرمت علیکم امهاتکم و بناتکم و اءخواتکم - الى قوله - و حلائل اءبناءکم الذین من اءصلابکم ) (1043) فسلهم یا اءباالجارود هل یحل لرسول الله صلى الله علیه و آله نکاح حلیلتهما فان قالوا: نعم فکذبوا والله ، و ان قالوا: لا، فهما والله ابنا رسول الله لصلبه و ما حرمت علیه الا للصلب
بیان : اءقول : اطلاق الابن و الولد علیهم کثیر و قد مضى الاخبار المفصلة فى باب احتجاج الرضا علیه السلام عند الماءمون فى الامامة و سیاءتى فى احتجاج موسى بن جعفر علیه السلام مع خلفاء زمانه و لعل وجه الاحتجاج بالایة الاخیرة هو اتفاقهم على دخول ولد البنت فى هذه الایة و الاصل فى الاطلاق الحقیقة اءو اءنهم یستدلون بهذه الایة على حرمة حلیلة ولد البنت ، و لایتم الا بکوفه ولدا حقیقتة للصلب ، و سیاءتى تمام القول فى ذلک فى اءبواب الخمس ان شاءالله
ترجمه : در کتاب احتجاج طبرسى از ابوالجارود روایت شده است که امام باقر علیه السلام خطاب به او فرمود:
مردم درباره امام حسن و امام حسین چه مى گویند؟
گفتم : انکار مى کنند که حسنین علیهماالسلام فرزندان پیامبر خدا باشند.
فرمود: شما چه دلیلى براى آنان مى آورید؟
گفتم : به آیه قرآن درباره عیسى بن مریم که مى فرماید: (و من ذریته داود) (1044) تا آنجا که مى فرماید: (و کل من الصالحین ) (1045) زیرا خداوند در این آیه حضرت عیسى را از فرزندان حضرت ابراهیم قرار داده است . نیز به آیه (قل تعالوا ندع اءبناءنا و اءبناءکم و نساءنا و نساءکم و اءنفسنا و اءنفسکم ) (1046) بر آنان استدلال مى کنیم .
فرمود: آنان چه مى گویند. گفتم : مى گویند: گاهى مى شود که فرزند دختر، فرزند مى باشد. ولى از صلب انسان نخواهد بود.
راوى مى گوید: حضرت باقر علیه السلام به من فرمود: به خداوند سوگند دلیلى از قرآن مى آورم که فرزندان زهرا از صلب پیغمبر خدایند، این دلیل را جز شخص کافر رد نخواهد کرد. گفتم : فدایت شوم از کجاى قرآن ؟
فرمود: این آیه که مى فرماید: (حرمت علیکم امهاتکم و بناتکم ) (1047) تا آنجا که مى فرماید: (و حلائل اءبناءکم الذین من اءصلابکم ) (1048)
اى ابوالجارود! از ایشان جویان شو و بگو: آیا براى پیغمبر خدا صلى الله علیه و آله حلال بود که با زنان حضرت حسنین ازدواج نماید؟ اگر بگویند: آرى ، معلوم است که دروغ مى گویند، و اگر بگویند: نه ، پس ثابت مى شود که ایشان فرزندان پیامبرند و به همین جهت زنان ایشان بر رسول خدا حرام بودند.
382/9 - تفسیر القمى : (1049) اءبى ، عن ظریف بن ناصح ، عن عبدالصمد بن بشیر، عن اءبى الجارود عن اءبى جعفر علیه السلام قال : قال لى اءبوجعفر: یا اءباالجارود ما یقولون فى الحسن و الحسین علیهماالسلام ؟ قلت : ینکرون علینا اءنهما ابنا رسول الله صلى الله علیه و آله قال : فباءى شى ء احتججتم علیهم ؟ قلت : بقول الله عزوجل فى عیسى بن مریم : (و من ذریته داود و سلیمان - الى قوله - و کذلک نجزى المحسنین ) (1050) و جعل عیسى من ذریة ابراهیم . قال : فاءى شى ء قالوا لکم ؟ قلت : قالوا: قد یکون ولد الابنة من الولد و لا یکون من الصلب . قال : فباءى شى ء احتججتم علیهم ؟ قال : قلت : اجتججنا علیهم بقول الله تعالى : (قل تعالوا ندع اءبناءنا و اءبناءکم و نساءنا و نساءکم و اءنفسنا و اءنفسکم ) الایة . قال : فاءى شى ء قالوا لکم ؟ قلت : قالوا: قد یکون فى کلام العرب ابنى رجل واحد فیقول اءبناءنا و انما هما ابن واحد. قال : فقال اءبوجعفر علیه السلام : والله یا اءباالجارود لا عطینکها من کتاب الله تسمى لصلب رسول الله صلى الله علیه و آله لا یردها الا کافر. قال : جعلت فداک و اءین ؟ قال : حیث قال الله : (حرمت علیکم امهاتکم و بناتکم - الى اءن ینتهى الى قوله - و حلائل اءبنائکم الذین من اءصلابکم ) (1051) فسلهم یا اءباالجارود هل حل لرسول الله صلى الله علیه و آله نکاح حلیلتهما، فان قالوا: نعم فکذبوا والله و فجروا و ان قالوا: لا، فهما والله لصلبه و ما حرمتا علیه و الا للصلب
الکافى : (1052) العدة ، عن البرقى ، عن الحسن بن ظریف ، عن عبدالصمد مثله
ترجمه : در تفسیر على بن ابراهیم از ابوالجارود روایت کند که گفت : حضرت امام محمدباقر علیه السلام به من فرمود:
این مردم درباره امام حسن و امام حسین علیهماالسلام چه مى گویند؟ گفتم : منکر مى شوند که ایشان فرزندان پیغمبر خدا باشند.

/ 0 نظر / 8 بازدید