عمه جان رقیه (س)

سلام، امروز جایی نشسته بودیم با جماعت رفقا که یکی از دوستان سی دی مداحی حاج محمود آقا کریمی رو گذاشته بود، روضه ی عمه جان رقیه (س). منم امشب دلم هوای عمه جان رو کرد، به برکت سنشون سه تا چهار پاره تقدیم میکنم ؛

امشب هلال ماه غم در بین هاله است

امشب شب داغ و فراق و اشک و ناله است

هر شب کنار زخمهایش عمه میگفت :

این زخمهای پای زهرای سه ساله است؟؟؟

          ــــــــــــــــــــ

آن شاه که درس عطش آموخت کجاست

آن تشنه که آتش به دل افروخت کجاست

آن طفل سه ساله ای که پیراهن او

ناگاه میان خیمه ها سوخت کجاست؟؟؟

          ــــــــــــــــــــ

بیا و تلخی شب را عسل بکن بابا

سه بیت ناقص من را غزل بکن بابا

دگر شبیه تو هیچ کس بغل نکرده مرا

بیا و کودک خود را بغل بکن بابا...!

/ 2 نظر / 22 بازدید
بینائیان

سلام دادا؛عالی بود خدا خیرت بده؛مثل همیشه خوش واژه بود؛

علی کلانتری

لذت بردم نیما جان زبانحال زینب کبری (س) با برادر جانش حسین (ع) از غمت ای یار من افتاده بر دل لرزه ای می زند سیلی به رویم یک جوان هرزه ای شهر غم ها را پر از شور و شعف کردند دل می زند دور و بر ما گرگ شامی پرسه ای می کِشد گوش رقیه نانجیبی از طمع می فتاد از گوش دخت بی شکیبت لاشه ای تو ببین یار دلم ما را چه خسته کرده اند چشم خود را روی نی از چه برادر بسته ای طشت زر آورده اند از بهر اکرام سرت می زند با خیزران او بر لب تو بوسه ای ای برادر رأس تو منزل به منزل می رود با سر یحیی برادر گوییا هم پایه ای --------------------- التماس دعا